X
تبلیغات
رایتل

آیین باستانی چهارشنبه سوری

یکشنبه 22 اسفند 1389 ساعت 21:47

 

 مقدمه

   آیین باستانی چهارشنبه  سوری     

  به دلیل زیاد بودن متن میتوانید پوشه آنرا دریافت کنید.  

پوشه در قالب Zip و متن ها PDF میباشد. 

  

دریافت پوشه

 

در انتظار دیدگاه های شما هستم. 


 

برگزارى مراسمى به نام "چهارشنبه سورى" یا "چارشنبه سورى" نزد ایرانیان
از دیر باز مورد توجه بوده و پس از ورود اسلام به ایران نه تنها سابقه خود
را از دست نداد بلکه برخى از آیین و مراسم آن نیز به نوعى با فرهنگ اسلامى
درآمیخت.
ریشه اصلى این مراسم را نمىتوان به صراحت به دوران خاصى از تاریخ ایران
باستان اطلاق کرد اما به نظر مىرسد که مراسم آتش بازى و برخى سنت هاى چهارشنبه
سورى در دوران کهن و به خصوص در زمان ادیان مختلف به نوعى با آرا و عقاید
آن ادیان درآمیخت.
آریاییان تمایل داشتند در طول سال شبى را با آتش بازى و شادمانى سپرى
کنند به همین دلیل به شیوه هاى مختلف مىکوشیدند تااز ادیان و باورهاى رایج
زمان خود نیز "حکم تاییدى" براى بقاى این مراسم اخذ کنند.
در دورانىاین مراسم با باورهاى میترایى و اعتقاد عمومى به آتش به عنوان
رکنى از اساس خلقت جهان در آمیخت و در دورانى دیگرنیز اعتقادات دین زرتشت
در احترام به آتش را دستمایه بقاى خود کرد.
با ورود اسلام به ایران سنت دیرین چهارشنبه سورى و بخصوص آیین آتش بازى
در این شب، هر چند به صراحت مورد مخالفت علما و فقها قرار نگرفت اما تایید
نیز نشد.
اسلام با ورود خود به ایران در مقابل آداب، سنن و فرهنگ رایج ایرانیان
سه شیوه را در پیش گرفت .
دین اسلام با برخى از آیین ها که توام با شرک و خرافه بود مبارزه و برخى
دیگر از مراسم و سنت هاى ایرانیان را با اندکى تغییر قبول و بسیارى از
آیین ها را نیز بدون دخل و تصرف امضا کرد.
مرحوم "على اکبر دهخدا" در لغت نامه جامع خود درباره این روز این گونه
آورده است : "آخرین چهارشنبه اسفند ماه هر سال شمسى است که ایرانیان در شب
آن چهارشنبه جشن "چارشنبه سورى " مىگیرند و آداب و رسوم خاصى را در آن شب
برگزار مىکنند."
"جشن چارشنبه سورى که از جشن هاى ملى و باستانى ایرانیان است و هنوز در
بسیارى ازشهرها و روستاهاى ایران شب این روز را به طرزى خاص جشن مىگیرند."
دهخدا افزوده است : "اشتقاق ترکیب چهارشنبه سورى یعنى چهارشنبه عیش و
نوش که مىرساند این شب براى جشن و سرور بنیاد گذاشته شده است .
یک بخش آن عمومى و مشترک میان تمام مردم ایران ; آیین این شب دو قسم است
است که حتى بعضى از آن ها را در ملل دیگر نژاد آریا مىتوان یافت (مانند
مردم مناطق قفقاز که هم اکنون نیز به این مراسم مىپردازند) و بخش دیگر
آن نیز مخصوص مناطق عمده ایران از جمله تهران است .
آتش افروزى و افروختن آتش هر چند قدیمىترین بخش آیین چارشنبه سورى بوده
اما تنها یکى از مراسم این شب در نزد ایرانیان بوده است .
مراسم دیگرى همچون نشستن بالاى توپ مروارید (توپى قدیمى در میدان ارگ
تهران ) براى برآورده شدن آرزو، کوزه شکستن ، فالگوش ، گره گشایى، دفع چشم
زخم و بخت گشایى، کندر و خوشبو، قلیاسودن ، آش بیمار، فال گرفتن با بولوئى
(کوزه دهان گشاد کوچکى که در قدیم براى نگه داشتن ادویه جات به کار مىرفت )
و تیراندازى و آتش بازى از جمله مراسم ایرانیان در قدیم بوده است .
به نظر مىرسد مراسم آتش بازى و تیراندازى یک رسم متداول نزد ایرانیان
بوده که در جشن ها و شادىها صورت م
یگرفت .
از میان این مراسم ، سنت "کندر و خوشبو" به این صورت بود که زنان بر دکان
عطارى میرفتند و از او "کندر وشا براى کارگشا" مىخواستند و تا عطار مىرفت
این رسم ویژگیهایى داشت از جمله !و آن را مىآورد آن ها فرار مىکردند
اینکه دکان عطارى حتما باید رو به "قبله " مىبود و درخواست اسفند (اسپند)
و کندر به این دلیل بود که در شب چهارشنبه سورى آن را در آتشى که مىافروختند
به منظور دفع چشم زخم و حل مشکل خود مىریختند.
مرحوم دکتر "محمد مقدم " استاد زبان شناسى دانشگاه تهران اعتقاد داشت :
"خاستگاه چهارشنبه سورى مانند بسیارى از مشکلات تاریخى ایران باستان پوشیده
است اما اجمالا مىتوان خاستگاه آن را مربوط به ستاره شناسى دانست ."
وى مىگوید : "شب چهارشنبه سورى جشنى است که مانند بیشتر جشن هاى ایرانى به
ستاره شناسى (به این دلیل که ستاره شناسى مبدا همه حسابهاى علمى و تقویمى
است ) بستگى دارد.
در برخى از منابع تاریخى آمده است : در
۱۷۲۵ سال پیش از میلاد، زرتشت
بزرگترین حساب "گاه شمارى جهان " را نموده و "کبیسه اى" پدید آورده و تاریخ -
هاى کهن را درست و منظم کرده است وبراى همین ایرانیان جشنى را به بزرگداشت
آن برگزار مىکردند.
جشن چهارشنبه سورى، همانند چندین جشن دیگرازجمله جشن سده ، جشن آذرگان ،
جشن شهریوگان ازجمله آئین هاى بازمانده از آریائىها در ایران بوده که همه
آنها منسوخ شده و تنها جشن چهارشنبه سورى به شیوه هاى مختلف همه ساله درشب
آخرین چهارشنبه سال، بگونه اى معنى دار از سوى ایرانیان برپا مىگردد.
آتش همان طور که ذکر شد نزد ایرانیان باستان ، مقام بسیار والایى داشت .
براساس برخى از باورها، ایرانیان آتش را فرزند "اورمزد" مىدانستند و
اعتقاد داشتند که آتش مىتواند ناپاکىها و پلیدىها را از میان ببرد.
ایرانیان پیش از فرا رسیدن هر جشن ملى و مذهبى، به آتشکده ها مىرفتند و
به نیایش مىپرداختند.
در برخى منابع واژه ى "سورى" در زبان پهلوى از کلمه "سوریک "(SURIK) مشتق
شده و(IK) آخر آن نیز پسوند نسبت است .
واژه "سور" (SUR) به معنى سرخ است و درزبان فارسى "گل سورى" به معنى گل
سرخ ، از همین ریشه است .
چهارشنبه سورى را نیز از آن جهت "سورى" گفته اند که در آن ،آتش سرخ افروخته
مىشد و برپا داشتن آتش در این روز به مفهوم گرم کردن جهان و زدودن سرما،
پژمردگى، بدى و نحوست از تن و جان بود.
دکتر "جهانگیر اوشیدرى" موبد زرتشتیان مىگوید : مراسم چهارشنبه سورى و
چیدن "هفت سین " کوچکترین ارتباطى با ایرانیان باستان و باورهاى دین زرتشت
پیامبر نداشته و طى قرون و اعصار به صورت یک سنت درآمده است .
استاد "بهرام فره وشى" از ادیبان تاریخ نویس معاصر نیز سخنان موبد زرتشتیان
را تایید کرده و مىگوید : درایران کهن روزهاى هفته رایج نبوده از این رو
آتش افروزى نیز در روز سه شنبه آخر سال و پیش از نوروز نمىتوانسته معنایى
داشته باشد.
وى میگوید : این آتش افروزى درست پیش از آغاز جشن "همسپتمدم " یعنى در
سیصد و شصتمین روزسال که آغاز روزهاى "گاسانیک " یا"پنجه وه "،انجام میگرفته
و علت آن بود که ایرانیان اعتقاد داشتند که روح نیاکان شان درآغاز این روز
به زمین مىآید و برکت و نیک روزى براى خاندان خود مىآورد.
ایرانیان مطابق آیین میترایى اعتقاد داشتند که ارواح نیاکان با دیدن
آتش هایى که در این شب افروخته مىشود راه خود را یافته و به آن سمت هدایت
مى شوند.
در برخى نوشته هاى اسلامى نیز روایتى در خصوص این آیین ذکر شده که به نظر
مى رسد بخش هایى از آن با واقعیت منافات داشته باشد.
از جمله اینکه گفته شده که "مختار بن عبیده ابى ثقفى" پس از آنکه به
خونخواهى امام حسین (ع ) قیام کرد مورد احترام ایرانیان قرار گرفت .
ایرانیان با روشن کردن آتش بر روى پشت بام ها،حمایت خود را از مختار اعلام
مى کردند و در ادامه ( و متاسفانه ) برخى نیز گفته اند که پس از قیام و
!خونخواهى ، مختار از روى آتش مىپرید و صلوات مىفرستاد
شکى نیست که مختار به دلیل قیام علیه دستگاه اموى مورد توجه ایرانیان
قرار گرفته بود و بسیارى از سربازان او ایرانى بودند (و شاید به همین
دلیل ایرانیانى که براى او مىجنگیدند در اردوگاه خود مراسم آتش بازى انجام
مى دادند) اما نکته حائزاهمیت در این است که هیچ ارتباط منطقى را نمىتوان
بین آتش بازى در شب چهارشنبه سورى و حمایت ایرانیان از مختار ثقفى یافت .
آیت الله دکتر " سید على لواسانى" ضمن تایید این مطلب تصریح مىکند : این
اطلاعات و روایات که منسوب به مختارثقفى است ، درست نیست و هیچ مدرک مستندى
نیز در این باره وجود ندارد.
مدرس و مدیر حوزه علمیه حضرت زینب (س ) در این باره مىگوید : نقل این
موضوع و اساسا برگزارى آیین چهارشنبه سورى در اسلام فاقد مدرک شرعى است و
از نظر شرع مقدس اسلام نیز ذکر آن صحیح نیست .
آیت الله لواسانى که نماینده بیشتر مراجع عظام در تهران است ، اعتقاد
دارد : سکوت اسلام درخصوص مراسم آتش بازى در چهارشنبه سورى به دلیل اصرار مردم
در برپایى آن است و این سکوت دلیلى بر امضا این مراسم توسط اسلام نیست .
ایشان متذکر مىشوند از نظر "عقل" هم این مراسم مغایر با سلامت جامعه است
زیرا آتش همواره خطرآفرین بوده و انسان ها را در معرض آسیب قرار مىدهد.
"آتش همواره از خاک پست تر بوده و هرگز نمىتوانسته خواسته هاى موجودى
برتر از خود را برآورده کند،پس آتش بازى نمىتواند مورد تایید فقها و علماى
اسلام قرار گرفته باشد."
به هر حال موضوع آتش و آتش بازى در چهارشنبه سورى و در شب آخرین سه شنبه
سال، برغم آنکه در بسیارى از نقاط ایران و خارج از ایران از جمله فرانسه ،
ژاپن ، مصر، ترکیه ، کشورهاى آسیاى میانه و قفقاز و دیگر نقاط دیگر برگزار
مى شود، هیچ گونه مدرک محکم و مستند تاریخى ندارد و به خصوص توسط اسلام و
ادیانى مانند زرتشت نیز مورد تایید قرار نگرفته است .
بر این اساس سنت دیرینه "چهارشنبه سورى" را تنها و تنها باید در میان
باورهاى ملى و باستانى ایرانیان جستجو کرد و مادام که این سنت آسیبى به
اعتقادات و شعائر دین اجتماعى جامعه کنونى ایران نرساند، مىتوان آیین
و مراسم آن را با ابزارهاى کارآمد و منطقى اداره کرد.

یکی از آیینهای سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.

مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد که مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد و "سور" در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای "جشن"،"مهمانی"و "سرخ" آمده است.

جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال
۱۲ ماه، و هر ماه به ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای کوبی با نام سور مرسوم بوده است. مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال بعد از ورود اسلام به ایران به آرامی جشن سور در ایران کم رنگ و به آخرین چهارشنبه سال محدود شد. جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشا خارجی ندارد. آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته های بسیار کهن تاکنون این آداب مرسوم بوده است.
 

 

مراسم چهارشنبه سوری

آخرین سه شنبه ی آخر سال را شب چهار شنبه سوری می گویند. شبی است که امروزه فقط بوته افروزی آن مانده است. این کار را عصر سه شنبه ی آخر سال که آخرش چهارشنبه است انجام می دهند. بدین ترتیب که کوپه های هیزم را روی هم می گذارند خورشید که غروب کرد هیزم را در حیاط خانه یا در کوچه یا در میدان باز آتش می زنند.

ظهور آتش بازی


آتش بازی در شب چهار شنبه سوری در زمان ناصرالدین شاه و به وسیله ی فرانسوی ها در ایران رواج پیدا کرد. در ابتدا فقط برای سرگرمی شاه این نمایش انجام می شد پس از آن مردم هم در این سرگرمی سهیم شدند و دستور نمایش آن در میدان توپ خانه صادر شد و مردم در آن جا به تماشای آتش بازی می ایستادند و کم کم به شکلی که امروزه اجرا می شود در آمد.

بوته افروزی

 

در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت "گله" کپه می کنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند :

  

زردی من از تو ، سرخی تو از من
غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا
ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده

خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود "زردی من از تو ، سرخی تو از من"
در هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلوده نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.

گرد آوردن بوته، آتش زدن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. مراسم دیگری مانند کوزه شکنی، فال گوش نشینی، آش نذری پختن، آب پاشی، بخت گشائی دختران، دفع چشم زخمها، کندرو خوشبو، قاشق زنی، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.


مراسم کوزه شکنی


مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی، کمی نمک به علامت شور چشمی، و یکی سکه به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالین می اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر، کوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به کوچه پرتاب می کند و می گوید: "درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه" و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می کنند.


فال گوش نشینی

در شب چهار شنبه سوری فال گوش ایستادن و گوش کردن به حرف های رهگذران یک رسم است که سرنوشت ما در این شب تشکیل می شود البته می توانیم بگوییم که این یک اعتقاد است زیرا فال گوش َایستادن کار خوبی نیست. زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت کردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن نخواهند دانست.


قاشق زنی

از کارهای شب چهار شنبه سوری قاشق زنی بود که زنان و مردان این کار را انجام می دادند. زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با کاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در کوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنکه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر کاسه می زنند. صاحب خانه که می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در کاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.


آش چهارشنبه سوری


خانواده هایی که بیمار در خانه داشتند یا اینکه حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می کردند و در شب چهارشنبه آخر سال "آش ابودردا" یا "آش بیمار" می پختند و آن را اندکی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می کردند.
قسمت کردن آجیل چهارشنبه سوری


زنانی که نذر و نیازی می کردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام "آجیل چهارشنبه سوری" از یک دکان رو به قبله می خریدند و پاک می کردند و میان خویش و آشنا پخش می کردند و می خورند. به هنگام پاک کردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خارکن را نقل می کردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.


ریشه ی فرهنگی چهارشنبه سوری

بطور کلی فرهنگ مردم را باید در درون زندگی مردم و از لابلای باورهای مردم جستجو کرد، از آنجا که چهارشنبه سوری از آئین های دیرینه ی ایرانیان است جدای اینکه امروزه آنچه درشهرهای بزرگ ایران، به خصوص تهران در این شب انجام می گیرد بیشتر به جنگ و نزاع شبیه است تا سور و شادی! ولی میتوان با بازگشت به زمانی حدود بیست و چند سال پیش، دریافت که شب چهارشنبه ی آخر سال مراسم متنوعی داشت که در استانهای مختلف ایران مراسمی با اشکال گوناگون و با سبک های سنتی صورت می پذیرفت که اکنون نیز برخی از آن رسوم در بعضی از استانهای ایران برگزار می شود که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود


 
استان آذربایجان شرقی

تبریزی ها در شب چهارشنبه سوری به روی هم آب یا گلاب می پاشند و معتقدند آب پاشیدن، زندگی را با سعادت قرین می کند. از دیگر رسوم ضروری این شب، فرستادن خُنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در این خنچه معمولاً میوه، شیرینی، گلدانهای پرگل، ماهی و خلعت (پارچه) برای خانواده ی عروس و خود     میخوانند عروس گذارده می شود دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آت:
"بختم آچیل چهارشنبه" یعنی: چهارشنبه! بختم را بازکن.


 
استان آذربایجان غربی


خانواده های ارومیّه ای در این شب به خانه ی مسن ترین فرد فامیل می روند و به خوردن آجیل سرگرم می شوند. آجیل حتماً باید از هفت نوع خوراکی تهیه شود. این هفت نوع خوراکی می تواند از بین خوراکیهای زیر باشد:
انجیر، کشمش، مویز، خرما، توت خشک، فندق، بادام، گردو، سنجد، نخودچی، آب نبات، تخمه بدون نمک، باسلق، برنجک (برنج بوداده) برگه هلو، برگه زردآلو و گندم برشته. کسی که مرادی و حاجتی دارد، باید تقسیم آجیل را به عهده بگیرد تا مرادش برآورده شود.


 استان اردبیل


در مغان، مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه، دسته جمعی به کنار رودخانه می روند، آتشی بر می افروزند و جوانان در آنجا به سوارکاری می پردازند و هنگام بازگشت، زنان ظرف هایشان را از آب رودخانه پر می کنند و به خانه می آورند و آب آن را به دور و برخانه می پاشند که با این کار، سال جدید، سالی سرشار از روشنی و زلالی و پاکی خواهد بود.


استان بوشهر

بوشهری ها پس از آتش افروزی در خانه هایشان و پریدن از روی آن، با قایق از روی آب می گذرند و معتقدند با این کار نحسی این شب از بین می رود. در ضمن کوزه ی نویی را که تا آن زمان استفاده نکرده اند، به دیوار می زنند تا شکسته شود تا بلا و بدبختی، مثل کوزه شکسته شود.

::

استان خراسان

در خراسان مراسم کوزه شکستن به این طریق است که درون کوزه های کهنه مقدار نمک که علامت شور بختی است و مقداری ذغال که علامت سیاه بختی است و یک سکه کم ارزش پول می ریزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر می چرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشت بام به کوچه پرت می کند و می گوید:
"درد و بلام توکوزه راه بیفته بره تو کوچه"
در بعضی از نقاط خراسان در این شب به جای آش، چهار نوع پلو می پزند. این پلوها عبارتند از: رشته پلو، عدس پلو، زرشک پلو و ماش پلو که معمولاً به فقرا، نزدیکان و همسایگان می دهند. در آجیل خراسانی ها مطلقاً نمک وجود ندارد، چون نمک را علامت شوربختی می دانند.


استان خوزستان
در اهواز، پس از پریدن از روی آتش، مراسم قاشق زنی انجام می گیرد که خانواده ها، خوراکی یا آجیل شور و شیرین در ظرف قاشقزنان می ریزند.

 

استان سیستان و بلوچستان

در سیستان مردم گونی، پتو و نمد کهنه را به صورت گلوله در می آورند و آن را در غروب آخرین چهارشنبه سال، آتش می زنند و معتقدند که نحوست این شب با این عمل از بین می رود.


 استان فارس

در شیراز برای گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوری به سعدیه می روند و از آب استخر سعدیه بر سر وروی دختران می ریزند. زنان نیز با ریختن این آب به روی خود، معتقدند که مهرشان در دل شوهر بیشتر می شود. در این شب زنان برای برآورده شدن حاجاتشان زیر منبر مسجد جامع شهر دعا می خوانند و پس از دعا خواندن، حلوا و آش می پزند.


  استان کردستان

مردم کردستان مخصوصاًروستائیان، دسته جمعی به صحرا و کنار چشمه سارها می روند و پس از مدتی که به شادی و پایکوبی و کشتی گرفتن گذراندند، هنگام مراجعت به خانه، هرکسی مقداری سنگریزه جمع می کند و بدون آنکه به پشت سرخود نگاه کند، سنگریزه را از روی شانه به عقب پرتاب می کند و بدین ترتیب بلا و آفت را از خود دور می سازد.
از دیگر مراسم این شب، شال اندازی است که عده ای از جوانان بالای پشت بام خانه ها و کنار درها و پنجره های همسایگان و ثروتمندان می روند و ضمن خواندن سرود و تصنیف، از دریچه ای، شال را آویزان می کنند. اهل خانه هدیه ای را به شال می بندند که معمولاً سکه، تخم مرغ، شاخه نبات، کله قند، جوراب یا نخودچی و کشمش است.


 استان کرمان

در کرمان مقداری ذغال، نمک، سکه ی کم ارزش پول و کمی نان درکوزه خالی می ریزند و شب چهار شنبه سوری آن را از بالای بام به کوچه پرتاب می کنند تا بلا و کمبود از همه چیز مخصوصاً از آنچه در کوزه است دور شود.


 
استان گیلان

در روستاهای اطراف رشت، غروب شب چهارشنبه سوری، در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله کنار هم می چینند، سپس آنها را آتش می زنند و برای دفع چشم زخم، اسپند در آتش می ریزند و افراد هر خانواده از بزرگ به کوچک، سه مرتبه از روی آن می پرند و این ترانه را به گویش گیلکی می خوانند:
"گل گل چهارشنبه ، به حق پنجشنبه ، نکبت بی شه ، دولت بی یه ، زردی بی شه ، سرخی بی یه"
یعنی: آتش سرخ چهار شنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود، دولت بیاید. زردی برود، سرخی بیاید.
پس از پریدن از روی آتش ترقه در می کنند به این معنی که از نحوست چهارشنبه در امان باشند. در این شب خورشت"ترشه تره" می پزند و آن را با کته، ماست و دوغ می خورند. صبح فردا (روز چهارشنبه) خاکستر برجای مانده از آتش شبانه را جمع می کنند و پای درختان میوه می ریزند به این نیّت که درختان بارورشوند و میوه ی بیشتری بدهند
.


 استان لرستان

در این شب در خرم آباد هیزم را به هفت دسته تقسیم می کنند و با فاصله های معینی در یک ردیف می چینند و آتش می زنند و با خواندن :
"زردی مه د تو، سرخی تو د مه"
یعنی: زردی من از تو و سرخی تو از من و از روی آن می پرند.


 استان مازندران

در روستاهای مازندران در شب چهار شنبه سوری، علاوه بر کشتی گرفتن و اسپند دودکردن، انواع آشها پخته می شود از جمله "آش هفت ترشی" که از هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات در آن استفاده می شود و نیز "گزنه آش " که یکی از سبزی های مصرفی در آن، گزنه است. اعتقاد براین است که خوردن این آش بسیاری از بیماریها و کسالتها را از بین می برد.


 
استان مرکزی

در این استان، علاوه بر مراسم آتش بازی، برای آمرزش اموات مقداری خرما یا شکر پنیر تهیه می کنند و یا حلوا درست می کنند و سرگذر می ایستند و به عابران تعارف می کنند. هر رهگذر وظیفه دارد یک دانه بردارد و قبل از خوردن، برای آمرزش اموات خیرات دهنده، حمد و سوره ای بخواند و سپس خوراکی را بخورد.

تحریف آیین چهارشنبه سوری                                                   
یافته های پزوهشی نشان می دهد که تمامی آیین ها و یادمان هایی که مردم ایران در هنگامه های گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است، با منش، اخلاق و خرد نیاکان ما در آمیخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار، امید به زندگی، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان، در قالب نمادها، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود. رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نطیر آنچه که امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم، در هیچکدام از این آیین ها دیده نمی شود. بهتر است بگوییم، کسانی که با منفجر کردن ترقه و پراکندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی، آیین چهارشنبه سوری را تحریف کرده اند. پس امیدوارم دوستان عزیز با خواندن این مطالب، قشنگی این رسم کهن ایرانی را با انجام کارهای خطرناک و استفاده از ترقه های غیر مجاز خراب نکنند ...



با امید به چهارشنبه سوری زیبا، فرهنگ ساز و بدور از هر گونه خطر احتمالی
و با آرزوی عیدی سرشار از سرور، همراه با جشنی پر از نشاط و شادمانی

 

          سنتور 

 

 

 

 

نظرات (1)
سه‌شنبه 24 اسفند 1389 ساعت 21:21
ممنون ازاطلاعات خوبی که درمورد چهارشنبه سوری گذاشتی .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاس از وقتی که گذاشتید.
شادباشید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد