X
تبلیغات
رایتل

بسیار بهش باور دارم!

چهارشنبه 22 شهریور 1391 ساعت 20:49

و روزگاری که بـهانه های بسیـار برای گریـستن داریـم !


در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم

شرم خندیدن، به تمسخر هم میهنان را بر خود نپسندیم.
کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...
با اراده جمعی، این عادت زشت را به یک ضدارزش تبدیل کنیم.
رخشان بنی اعتماد


یک روز یه ترکه

اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان...


؛

گروه 
اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


خیلی شجاع بود، خیلی نترس... ؛


یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.


یه روز یه رشتیه...

نامش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

گروه 
اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.


یه روز یه لره...

نامش کریم خان زند بود، بنیانگذار سلسله زندیه؛
گروه 
اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد، از شدت عمل احتراز می کرد.


یه روز یه قزوینی...


به نام علامه دهخدا ؛گروه 
اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.


یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی ...

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم! و اینجوری شادیم!

این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی است.

 

 

پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه

آنقدر این ایمیل را بفرستیم و
بخوانیم تا عادتهای قجری در خندیدن به
هر هموطن(آنکه در دیده ما جا دارد) در ما بمیرد
و با هم یکی باشیم
مانند همیشه،
مانند زمانهای سختی و مثل زمانهای جشن و افتخار

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد